ناآگاهی شخصیت مرزی- مقدمه


توسط دکتر مهدی ریحانیان

بروز رسانی شده در یکشنبه, 14 دی 1404

ناآگاهی شخصیت مرزی- مقدمه :

ناآگاهی شخصیت مرزی از شایع ترین و درمان پذیرترین ناآگاهی شخصیت می باشد و درمان این ناآگاهی بسیار مطلوب است .

 

سوال :

تعدادی از همکاران و روانشناسان گرامی می پرسند ، چرا از اسم علمی Personality Disorders استفاده نکردم ؟

هدف این آموزش ، گسترش تشخیص و درمان به زبانی ساده به درون خانواده ها می باشد بنحوی که هم والدین و هم فرزندانشان بدون اینکه با واژه ای نامانوس مواجه شوند براحتی بسمت درمان روانه شوند.

جلسه ی حاضر برای درک بهتر ناآگاهی شخصیت مرزی و درمان آن براساس روش رفتار درمانی دیالکتیکی می باشد .

رفتاردرمانی دیالکتیکی ( DBT ) با نگرشی کاملا دلسوزانه و انسان مدارانه توسط دکتر مارشا لینهان ابداع شده است .

این روش درمانی در قالب کلی رفتاردرمانی شناختی قرار می گیرد .

نگرش دلسوزانه و تا اندازه ای مادرانه ی لینهان نسبت به شخصیت مرزی ، شباهت زیادی با دیدگاه انسان مدارانه ی یانگ دارد .

هر دو معتقدند که متون قدیمی ، درباره ی شخصیت مرزی به اشتباه قضاوت کرده اند ، این افراد واقعا دوست داشتنی هستند و پشت تصمیم های هیجانی و خشم ویرانگر آنها ، کودک تنها و کم سن و سالی قرار دارد که به شدت نیازمند محبت مادر است ؛ مادری که یا حضور فیزیکی نداشته ، یا اگر هم بصورت جسمی در کنار کودک بوده ، حضور قابل حسی نداشته است .

 

 همچنین لینهان بیان می دارد که شخصیت مرزی ، نتیجه ی یک محیط بی اعتبارساز و نوعی ناآگاهی در تنظیم هیجانی است که از نقص جدی در مهارت های بین فردی ، تنظیم هیجانی است.

 

دانشمندان سیر بالینی ده ساله ی ناآگاهی شخصیت مرزی را بررسی کرده و متغیرهایی که بهبودی سریع تر این شخصیت را پیش بینی می کنند ، به شرح زیر اعلام کرده اند :

1- آزار کلامی ، هیجانی ، یا جسمی کمتر در دوران کودکی

2- کمتر یا نبودن خشونت خانوادگی در دوران کودکی

3- عدم ابتلای اعضاء خانواده به افسردگی و ... یا سوءمصرف مواد

4- عدم تشخیص استرس پس از وقوع حادثه‌ای دردناک (PTSD) مانند استرس بعد از تصادف ، زلزله ، جنگ و ....

5- وضعیت خوب درسی یا شغلی و حرفه ای

6- برون گرایی بالای فرد

7- توافـق گرایی بالا و با وجدان بودن بالا

 

نکته بسیار مهم :

در برخی از مراجعین آنقدر فشارهای ذهنی و تصمیم هیجانی زیاد است که جهت شروع درمان نیاز به دارو درمانی است و در کنار آن رفتاردرمانی دیالکتیکی انجام می شود .

مثال :

چشمان خود را ببنید و احساس کنید سوار خودروی تعلیم رانندگی هستید که استارت نمی زند . ضمنا شما آگاهی کمی برای رانندگی دارید .

ابتدا خودروی شما هل داده می شود تا روشن شود و سپس مربی رانندگی ، آموزشهای لازم جهت رانندگی صحیح را به شما می دهد .

بعبارتی ساده هل دادن همان مصرف دارو است که در انتهای جلسات گفته می شود و  مربی رانندگی همان مشاور شماست که به شما رفتاردرمانی دیالکتیکی را آموزش میدهد .