علت خودکشی :
خودکشی پدیده پیچیده ای است که از تعامل عوامل مختلف زیستی، روانی، اجتماعی و فرهنگی و معنوی حاصل می شود.
خودکشی حاصل دردی عمیق، نومیدی و یاس است و غلبه درد، ترس و ناامیدی را بر امید نشان می دهد.
در واقع خودکشی را می توان نوعی مقابله یا رفتار مقابله ای فرض کرد که تحت دو شرایط اتفاق می افتد.
الف- درد جسمی یا روانی که غیرقابل تحمل و تنش آور تجربه می شود و
دوم- موقعیت دردناکی که موجب این درد و رنج شده، تمام نشدنی و غیرقابل تغییر ادراک می شود.
در چنین شرایط خودکشی نوعی حل مساله- البته یک حل مساله ناسالم- برای مقابله با موقعیت دردناکی است که غیرقابل تغییر ادراک می شود.
همانطور که ذکر شد خودکشی پدیده پیچیده ای است که علت واحدی ندارد و از تعامل عوامل مختلف حاصل می شود. این عوامل به دو دسته بزرگ عوامل خطر و محافظ تقسیم بندی می شوند.
عوامل خطر:
عواملی هستند که احتمال اقدام به خودکشی را افزایش داده و عوامل محافظ عواملی هستند که این احتمال را کاهش می دهند.
بخاطر داشته باشید هیچ عامل خطر یا محافظی نمی تواند به تنهایی و به شکل مستقل اقدام به خودکشی را تعیین کند. همچنین این عوامل که برخی قابل تغییر و برخی غیرقابل تغییر هستند، قدرت پیش بینی کنندگی یکسانی ندارند و برخی اهمیت بیشتری از بقیه دارند.
عوامل خطر خودکشی
عوامل خطر، عواملی هستند که خطر اقدام به خودکشی را افزایش می دهند. وجود یک یا چند عامل خطر، احتمال خودکشی را افزایش می دهد ولی لزوما خودکشی را پیش بینی نمی کند. اگرچه همه عوامل خطر قدرت پیش بینی کنندگی یکسانی ندارند ولی به عنوان یک اصل کلی، هر چه تعداد عوامل خطر بیشتر باشد احتمل خودکشی نیز افزایش می یابد.
شناسایی عوامل خطر همراه با خودکشی در تصمیم گیری بالینی اهمیت حیاتی دارد. آگاهی نسبت به این عوامل به شناسایی افرادی که در خطر بالایی قرار دارند کمک کرده و پس از آن می توان مداخله پیشگیری را طراحی کرد. بنابراین آشنایی با این عوامل برای مشاوران حائز اهمیت است
عوامل خطر انواع مختلفی دارند که در زیر به آنها اشاره شده است:
الف- عوامل جمعیت شناختی
سن:
معمولا نرخ خودکشی با افزایش سن افزایش می یابد. بطور کلی سه دوره سنی با خطر بالای خودکشی همراه است:
1) اواخر نوجوانی و اوایل جوانی ( 15-24 سالگی)
2) میانسالی و
3) سالمندی ( 65 به بالا)
جنسیت:
خطر خودکشی در مردان بیشتر از زنان است.
زنان بیشتر از مردان احتمال دارد اقدام به خودکشی کنند ولی مرگ و میر ناشی از خودکشی در مردان 4 برابر بیشتر از زنان است.
این تفاوت ناشی از آن است که مردان از روش هایی برای خودکشی استفاده می کنند که شانس نجات در آن بسیار کم است و یا وجود ندارد مثل شلیک با اسلحه یا حلق آویز کردن
ب –سابقه اختلالات روان پزشکی :
وجود یا سابقه اختلالات روان پزشکی یک عامل خطر مهم در اقدام به خودکشی است. به طور کلی بیش از 90 درصد همه خودکشی ها ناشی از ابتلا به یک اختلال روانپزشکی است.
اختلالات خلقی بویژه افسردگی از جمله قویترین عوامل خطر خودکشی محسوب می شوند.
اختلالات اضطرابی نیز ، بخصوص آنهایی که با سوءمصرف مواد و افسردگی همبودی دارد ، مانند اختلال استرس پس از سانحه(PTSD ) خطر خودکشی را افزایش می دهد.
خطر خودکشی در اسکیزوفرنیا نیز مخصوصا در ابتدای بیماری بالاست. تقریبا 10-15 درصد بیماران اسکیزوفرنیک، خودکشی کامل دارند که شایع ترین علل مرگ و میردر اختلالات روان پزشکی است. عواملی که خطر خودکشی را در این اختلال بالا می برد افزایش بینش نسبت به بیماری و افسردگی شدید است. سوء مصرف مواد نیز یک عامل خطر برای خودکشی است، بویژه وقتی چند ماده با هم مصرف می شود. همچنین محرومیت از مواد نیز مثل کوکائین و آمفتامین و مصرف زیاد مسکن ها، خواب آورها و ضد اضطراب ها نیز می تواند منجر به افزایش افکار و اقدام به خودکشی شود.
علاوه بر این، برخی اختلالات شخصیت مانند شخصیت مرزی نیز با خطر بالای اقدام به خودکشی همراه است.
علائم روان شناختی- علاوه بر اختلالات روان پزشکی، وجود برخی علائم روان شناختی مانند تکانه ای بودن، نومیدی، عزت نفس پایین و احساس بی ارزشی،کمال گرایی افراطی، خشم، غمگینی، احساس گناه، اضطراب و بیخوابی نیز ممکن است احتمال خودکشی را افزایش دهند.
ج- سابقه رفتار خودکشی:
سابقه اقدام به خودکشی، خطر خودکشی در آینده را به میزان زیادی افزایش می دهد.
افرادی که قبلا اقدام به خودکشی کرده اند، 50- 100 برابر جمعیت عمومی در خطر خودکشی قرار دارند .
د - بیمارهای های جسمی:
بیماری های جسمی ( مانند دیابت تشخیص داده نشده، کمبود آهن و مشکلات تیروئید و بیماری های جسمی ناتوان کننده ) در یک سوم تا نیمی از خودکشی افراد 60 سال به بالا نقش دارد. همچنین یک گروه پرخطر برای خودکشی افراد با دردهای مزمن هستند.
ه- عوامل خطر اجتماعی و موقعیتی:
این عوامل مربوط به وضعیت روابط بین فردی و اوضاع و شرایط فرد هستند. مهمترین عوامل اجتماعی و موقعیتی که در افزایش خطر خودکشی نقش دارند شامل حوادث استرس آور زندگی مانند مشکلات مالی، قانونی، تعارض ها و اختلافات بین فردی ( جدایی وطلاق) ، انزوای اجتماعی و شبکه حمایتی محدود، تنها زندگی کردن ( بویژه در مردان) می باشد.
علاوه بر این افرادی که سابقه مورد بدرفتاری قرار گرفتن جسمی و جنسی دارند هم در طی دوره بدرفتاری و هم پس از آن در خطر بالاتر اقدام به خودکشی و رفتارهای صدمه به خود قرار دارند
عوامل محافظ خودکشی:
عوامل محافظ عواملی هستند که خطر خودکشی را کاهش می دهند. البته ذکر این نکته لازم است که وجود عوامل محافظ تضمین نمی کند که فرد دست به خودکشی نمی زند ولی هر چقدر تعداد این عوامل بیشتر باشد تاب آوری فرد در مواجهه با استرس و ناملایمات زندگی بیشتر خواهد بود. در زیر فهرستی از این عوامل آمده است:
الف -عوامل محافظ فردی:
حس توان مندی
مهارت های بین فردی موثر
مهارت حل مساله منطقی
مهارت مقابله سالم و موثر با مشکلات زندگی
خوش بینی و امید به آینده و وجود حس هدفمندی
وجود وابستگی های مذهبی
ب - عوامل محافظ خانوادگی:
حس مسئولیت نسبت به خانواده
روابط خانوادگی گرم و مثبت
برخورداری از حمایت خانوادگی
ج- عوامل محافظ اجتماعی
وجود شبکه حمایت اجتماعی قوی( دوستان ، همکاران و...)
درگیری و مشارکت در اجتماع
زندگی اجتماعی رضایت بخش
محیط کاری حمایتی و رضایت بخش
دسترسی به خدمات بهداشت روان
مدیریت خودکشی
به دلیل شیوع بالای خودکشی در بیماران روان پزشکی، همه کارکنان نظام مراقبت بهداشتی اولیه صرفنظر از تخصص شان باید قادر به ارزیابی خودکشی و طراحی برنامه مدیریت آن باشند. غربالگری، ارزیابی و مدیریت خودکشی باید در همه نقاط ورود به سیستم مراقبت بهداشتی اولیه به صورت روتین انجام شود و لذا کارکنان باید آموزش های کافی در این زمینه را دریافت کنند.
مدیریت خودکشی به قضاوت بالینی در مورد میزان خطر خودکشی بستگی داردولی به طور کلی دو گروه اصلی مداخلات دارویی و روان شناختی در این زمینه وجود دارد.
دارو درمانی- با توجه به اختلال روان پزشکی فرد، از داروهای مختلفی برای کاهش خطر خودکشی استفاده می شود .
این داروها شامل بنزودیازپین ها (برای درمان اضطراب)، ضد افسردگی ها، لیتیوم ( برای اختلالات خلقی) و آنتی سایکوتیک هاست
البته در مورد داروهای ضد افسردگی SSRI باید مراقب ریسک خودکشی بود زیرا این داروها خطر خودکشی را بویژه در نوجوانان و جوانان افزایش می دهد. گاهی هم از ECT برای درمان رفتار خودکشی استفاده می شود که شواهد، حاکی از اثر کوتاه مدت آن است.
مداخلات روانی اجتماعی- مقابله با خودکشی مستلزم استفاده از طیفی از مداخلات از آموزش روانی بیمار و خانواده تا مشاوره و دارودرمانی است و این کار یک همکاری تیمی بین پزشک و روان شناس و سایر کارکنان مراکز مراقبت های بهداشتی اولیه مانند پرستار و کارشناس مراقب سلامت خانواده را می طلبد. رویکردهای درمانی برای مدیریت خودکشی متنوع بوده و شامل مدیریت بحران، درمان های شناختی رفتاری، درمان حل مساله، رفتار درمانی دیالکتیک و مشاوره خانوادگی است. عناصر مشترک این رویکردها، آموزش حل مساله، مقابله با هیجانات شدید، افزایش خود کنترلی و رشد مهارت های مقابله ای است.
همچنین، درمان اختلالات روانی زیربنایی مانند افسردگی نیز نقش مهمی در کاهش خطر خودکشی دارد. اگرچه باید بخاطر داشت که درمان افسردگی شرط لازم ولی نه کافی برای کاهش خطر خودکشی است و مدیریت خودکشی الزاما مترادف با درمان افسردگی نیست.
پیشگیری از خودکشی در مراکز مراقبت اولیه و سلامت روان اهمیت زیادی دارد چون 1 نفر از هر 4 نفری که مرتکب خودکشی می شوند در سال قبل از مرگشان به مراکز بهداشت روان مراجعه کرده بودند
بیش از 1 نفر از هر 10 نفری که مبتلا به اختلالات روان پزشکی شدید هستند، اقدام به خودکشی می کنند
خطر خودکشی در افسردگی و پس از ازدست دادن یک فرد مهم زندگی بالا می رود