مقدمه اکت (ACT)


توسط دکتر مهدی ریحانیان

بروز رسانی شده در پنجشنبه, 16 بهمن 1404

مقدمه اکت (ACT)      

مفاهیم اولیه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد- اکت (ACT)      

رفتار درمانی‌های «موج اول» در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی بر تغییر رفتاری آشکار تمرکز داشتند و در آنها از تکنیک‌های شرطی‌سازی عامل و کلاسیک استفاده می‌شد. «موج دوم» در دهه ۷۰ میلادی شامل مداخلات شناختی به ‌عنوان راهبرد کلیدی بود و در نهایت، رفتار درمانی شناختی (CBT) در موج دوم غالب گردید.

موج سوم رفتار درمانی در سال 1982 توسط استیون هیز معرفی شد.

 

درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش یا به اختصار ACT مخلوطی از 4 رویکرد توجه آگاهی ، پذیرش ، تعهد و تغییر رفتار است و هدف کلی آن در نهایت رسیدن به انعطاف پذیری روانی است به گونه ای که نیاز به حذف یا از بین بردن احساس بد نباشد، بلکه به رغم وجود این احساس فرد به سوی رفتار مبتنی بر ارزش حرکت کند .

واژه اکت (ACT) مخففی است برای معادل انگلیسی این رویکرد:

 Acceptance and Commitment Therapy، به معنی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

A = Acceptance= پذیرش افکار و احساسات و بودن در زمان حال

C  = Commitment= انتخاب جهتی ارزشمند

T = Therapy= عمل کردن

 

ACT” یک مخفف خوب است زیرا همانند معنای لغوی خود تاکید بر عمل کردن و اقدام دارد.

(مخفف انگلیسی به صورت ای سی تی خوانده نمی‌شود و تعمداً اکت (به معنی عمل) تلفظ می‌شود).

زیرا این نوع رویکرد، درباره انجام اقدامات و اعمال مؤثری است که به واسطه عمیق‌ترین ارزش‌های انسانی هدایت می‌شوند، آن هم در شرایطی که به طور کامل آماده و متعهد به ادامه مسیر ارزشی خود هستیم.

 

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد- اکت (ACT)         

ACT (اکت) نوعی رویکرد درمانی در روانشناسی است .

انسان بودن به معنی داشتن احساسات بسیار متنوعی است، برخی از این احساسات را دوست داریم و برخی را دوست نداریم.

همه ما دردهایی را چه جسمی و چه هیجانی تجربه می کنیم . گرچه که درد ممکنه ناخوشایند باشه اما اون چیزی که به رنج حقیقی منجر می شه تلاش برای فرار کردن و یا اجتناب از درد هست .

 در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ما یاد میگیریم افکار ، احساسات و تجربیات منفی خود را بپذیریم

و زندگی مبتنی بر ارزش هامون داشته باشیم

هدف از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد چیست ؟

هدف از ACT به طور غیر تخصصی ، ایجاد زندگی غنی ، کامل و پر معنا از طریق پذیرش دردی که به ناچار همراه زندگی می آید ، است .

برای شروع اکت نیاز است مطالب زیر توضیح داده شود :

 

" ذهن " چیست ؟

خیلی سخته . من نمیتونم این کار را انجام دهم . چرا کار نمی کنه ؟

آیا هرگز مغزتان به شما چنین حرف هایی زده است ؟ مال من هم گفته است .

برای مثال ، آیا ذهن تان هرگز شما را غیر منصفانه با دیگران مقایسه کرده است ، یا از تلاش های شما انتقاد کرده است یا نمی گوید شما از پس کاری که می خواهید انجام دهید بر نمی آیید ؟

ذهن شما دوست شما یا دشمن شما است؟

 ACT به ذهن مانند شمشیر دو لبه نگاه می کند . ذهن برای رسیدن به هر نوع هدفی مفید است اما اگر ندانیم که چطور از آن به طور موثر استفاده کنیم به ما صدمه خواهد زد  و دیر یا زود می‌توانند باعث ایجاد رنج روان‌شناختی شوند.

 جنبه مثبت ذهن این است که به ما کمک می کند ، آینده را پیش بینی کنیم و برای آن برنامه ریزی کنیم ، از گذشته عبرت بگیریم ، به ما کمک کند که به عنوان یک اجتماع پیشرفت کنیم ، با افرادی که دور از ما هستند ارتباط برقرار کنیم و از افرادی که دیگر زنده نیستند ، بیاموزیم .

جنبه منفی ذهن این است که ما از آن برای دروغ گفتن و فریب دادن، برای توهین کردن ، افترا زدن ، بی محلی کردن ؛ دشمنی و خشونت ایجاد کردن ، برای ترساندن خودمان با تصور آینده ای ناخوش آیند ؛ برای مقایسه کردن ، قضاوت کردن ، انتقاد کردن و محکوم کردن خودمان و دیگران و ایجاد قوانینی برای خودمان که علت محدود کننده و مخرب هستند ، استفاده کنیم .

از آنجایی که ذهن مان هم موهبت است و هم مصیبت ما اغلب در ACT می گوبیم ذهن شما نه دوست شماست و نه دشمن شما !

هر کدام از ما ذهنی داریم که در هر لحظه می تواند درد را به طور سحر آمیزی تولید کند . به خاطر ذهن انسانی هر کجا برویم ، هر کاری انجام دهیم می توانیم بلافاصله درد را تجربه کنیم  و خود- داوری های منفی درباره خودمان داشته باشیم ( " من خیلی چاقم " ، " من به اندازه کافی باهوش نیستم " و غیره )

به خاطر ذهن انسانی ما حتی در شادترین روزهای زندگی مان می توانیم درد را تجربه کنیم . برای مثال فرض کنید روز عروسی پریسا است و همه دوستان و خانواده اش دور هم جمع شده اند تا به او این پیوند جدید را تبریک بگویند . او خیلی خوشحال است . اما در همان زمان با خودش فکر می کند کاش پدرم اینجا بود و به یاد می آورد که چگونه پدرش وقتی شانزده سالش بود دچار سکته قلبی شد . حالا در یکی از شادترین روزهای زندگی اش ، غمگین است و همه ما چنین لحظاتی را مانند پریسا تجربه کرده ایم .

 متأسفانه ، نوع بشر معمولا با دردش به طور غیر مؤثری برخورد می کند . همگی ما اغلب وقتی افکار ، احساسات و حس های بدنی دردناکی را تجربه می کنیم به گونه ای پاسخ می دهیم که در بلندمدت خود – آسیب رسان یا خود تخریب گر است .

به همین علت عنصر مهم در ACT ، آموزش دادن به افراد برای برخورد مؤثرتر با درد از طریق مهارت های توجه آگاهی است.